شطرنج تک رنگ
شطرنج تک رنگ
همواره خبر حذف برخي از مهره هاي حريف، مرا ياد خاطراتي مي اندازد كه فكر مي كنم يادآوري آن خالي از لطف نباشد.
چند سال پيش پدر بزرگي براي آموزش با نوه اش شطرنج بازي مي كرد. پسرك كه خالي از شيطنت هم نبود براي جبران ضعف خود مقابل حريف، از ضعف ديد پدربزرگ در جناحين استفاده مي كرد و سعي مي كرد مهره هاي حاضر در ستون هاي كناري را با انگشت به بيرون پرتاب كند، پدر بزرگ مواقعي كه متوجه مي شد با خنده مي گفت: به جاي بي انصافي بازي را ياد بگير.
بي شك حذف برخي از مهره هاي حريف، بازي را بسيار بي معني و بي نمك خواهد كرد. در همين موقع است كه وظيفه سواران سياه، زدن پياده هاي سياه خواهد شد و همه مات پيروزي ما خواهند بود و ناظرين نيز وظيفه اي جز تشويق پيروز را نخواهند داشت.
البته با حذف حريف در ابتدا جو اتحاد و همدلي ايجاد خواهيم كرد، اما تا قسمتي ابري! كه رفته رفته به حجم ابرها نيز افزوده مي شود و پس از يك دربي خانگي برنده مشخص خواهد شد.
البته هميشه براي مهره هاي بيرون پرتاب شده هم فكري خواهيم داشت! آن ها را در زماني كه زماني ندارند در گوشه اي از صفحه شطرنج به ميمنت پيروزي لگدكوب سواران سياه خود خواهيم كرد...