وداع با يك دوست خبرنگار

 

بار الاها شكيبا هستيم بر تقديرت و فرمانبردار بر امر تو!

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان

نه به دستی ظرفی را چرک میکنند

نه به حرفی دلی را آلوده

تنها به شمعی قانعند

واندکی سکوت ...

خبر درگذشت ناگهاني همكارگرانقدرمان شادروان خانم شیما خاكدامن سرپرست خبرگزاری کار ایران (ایلنا) در استان البرز كه در اثر حمله قلبی جان به جانان تسليم كرد موجب تاثر و تاسف اهالي رسانه را فراهم كرد.

وی متولد سال 1363 و دارای لیسانس ارتباطات بود و از 8 سال قبل كار خبرنگاری را آغاز كرده بود. شیما خاكدامن از سال گذشته سرپرستی خبرگزاری ایلنا در استان البرز را عهده دار بود.

خاكدامن پیش از سرپرستی ایلنا در البرز خبرنگار حوزه بورس گروه اقتصادی این خبرگزاری در تهران بوده است. مرگ این خبرنگار بر اثر حمله قلبی مبین سخت و زیان آوربودن این حرفه می باشد که استرس بسیار برای انتقال خبر و دسترسی به منابع موثق به منظور ارائه واقعیتها به مخاطبین موجب چنین حوادثی می گردد که لازم است مسئولین به این امر توجه نمایند و به اهل رسانه توجه جدی شود.

مراسم تشییع پیكر وی ساعت 10 و 30 دقیقه روز دوشنبه ۱۵ آبان از مقابل درب منزلش در جاده ملارد، بعد از كانال فردیس، بن بست دوم، انتهای كوچه ابومسلم به سمت آرامگاه ابدی‌اش در امامزاده عبدالله (ع) ملارد انجام گرفت. 

با ابراز همدردی با  اهالي فرهيخته رسانه استان البرز و کارکنان شریف خبرگزاری ایلنا و درگذشت این خواهر خبرنگار را  به جامعه رسانه‌ای كشور به خصوص همسر، خانواده داغدار و همكاران وی در استان البرز تسلیت می‌گوید. روحش شاد و و قرين رحمت الهي باد.

مهندسی افكار عمومي زمینه ساز تحقق اهداف مدیریت شهری

              مهندسی افكار عمومي زمینه ساز تحقق اهداف مدیریت شهری
 
همزمان با پيچيده تر شدن روابط انساني و تغيير ساختارهاي اجتماعي مهندسي افكار عمومي و توجه به رسانه به عنوان ابزاري مؤثر براي هدايت و روشن سازي افكار و شكل دهي ماهيت بخشي گسترده اي از افكار عمومي مورد توجه و كنكاش جدي مديران در لايه هاي مختلف بوده است.

تلاش براي صرف ارتباطات اثر بخش با شهروندان حرفه اي جديد است كه از قرن بيستم ظهور كرد و هر روز شكل حرفه اي تري از خود را به نمايش مي گذارد بي شك براي تاثير و هدايت افكار عمومي بايد از طريق رسانه ها و ارتباطات فراگير استفاده كرد.

بستر یک موفقیت بی نظیر مالی در عرصه اقتصادی را علاوه بر پشتکار، میزان سرمایه گذاری تعیین می کند؛ به تناسب همین امر، در حوزه نظام اجتماعی، انسان ها به عنوان سرمایه هایی هوشمند و فکور، به ثمر نشستن اهداف و برنامه های نظام را ضمانت خواهند کرد.

 
اگرچه در نظام اقتصادی، سرمایه عاملی منفعل و تابع عملکرد سرمایه گذار است، اما سرمایه ی نظام اجتماعی را قوه شعور و درک انسان ها تشکیل می دهد. از این رو مهندسی افکار عمومی و معماری صحیح دیدگاه های آنان نسبت به جامعه و اهداف مورد نظر آن، نقشی بسزا در موفقیت نظام ایفا می کند.

بر این اساس مهندسی نظام فکری این سرمایه های فکور و اندیشمند، جز از طریق اطلاع رسانی شفاف با تشریح و باور نقش عمیق رسانه میسر نخواهد شد؛ باوری که در عصر حاضر و با پیچیده تر شدن روابط انسانی و ساختارهای اجتماعی، مورد توجه و کنکاش جدی مسئولان قرار گرفته است.

ایجاد ارتباط اثربخش با شهروندان، از طریق رسانه ها بعنوان اصلی ترین اهرم های اطلاع رسانی، حرفه ای جدید است که در قرن بیستم ظهور و بروز یافته و هر روز شکل جدی تری به خود می گیرد. از این رو مدیریت شهری و شهرداری ها به واسطه سطح گسترده فعالیت خویش و ارتباط فراگیر با عموم جامعه، با نگاهی فراتر به لزوم شکل دهی و تعمیق اصول شهروندی اندیشیده و می کوشند با همیاری این سرمایه های اجتماعی، اداره شهر را از وظیفه ای نهادی و درون دستگاهی، به فعالیتی عمومی و همه گیر تبدیل کنند.

مکانیزه شدن خدمات شهری، ایجاد اتوماسیون اداری، ورود جدی و موثر به عرصه های فرهنگی و اجتماعی، بهره گیری از روش های نوین در ارائه خدمات، برقراری ارتباط دو سویه الکترونیکی با شهروندان و ده ها نمونه دیگر از این فعالیت ها، بیانگر تصمیم قاطع شهرداری های کلانشهرهای کشور در ورود به ساختار اساسی نظام اجتماعی و تحقق اهداف مورد نظر جامعه است.

لیکن تشریح این اقدامات و فرآیندها جز به مدد جایگاه موثر و بی بدیل رسانه، که با کاهش چشمگیر هزینه ها، افزایش سطح رضایت مندی و مشارکت شهروندان در اداره شهر را به همراه دارد، میسر نخواهد بود.

امروزه مدیریت تمامی کلان شهرهای کشور حداقل یک نشریه تولید و چهار کلان شهر نیز با هدف تبیین تخصصی فعالیت ها و ماموریت های مدیریت شهری، صاحب روزنامه هستند. شهرداری کلان شهر تهران، ارگانی است که با برخورداری از 20 رسانه تخصصی در مجموعه همشهری و بهره گیری از بیش از 80 رسانه هوادار در حوزه اطلاع رسانی پیش تاز بوده و به دلیل وجود درک صحیح از نقش رسانه، همچنان به دنبال ایجاد شبکه های اجتماعی و جذب بیش از چهار هزار وبلاگ و وب سایت است.
 
همچنین شهرداری اصفهان با راه اندازی خبرگزای ایمنا، روزنامه اصفهان زیبا و ایجاد استودیوی رادیو و تلویزیونی جایگاه خود را در حکم یک رسانه فراگیر پیدا کرده است.

شهرداری مشهد نیز در سال جاری با اهتمام به موضوع فوق، مبلغی حدود 10 میلیارد تومان را برای واحد روابط عمومی در نظر گرفته که این رقم، معادل 40 برابر بودجه روابط عمومی شهرداری کرج به مبلغ 250 میلیون تومان است. این در حالیست که از نظر قیاسی، درآمد و ساختار این نهاد با شهرداری کلان شهر کرج دارای مشابهت های بسیاری می باشد.

این اختلاف فاحش حکایت از عدم فراهم بودن بسترهای موفقیت روابط عمومی در این کلان شهر دارد. چنان که به نظر می رسد عواملی همچون طرز تلقی و میزان حمایت مدیران ارشد، تعریف جایگاه سازمانی مناسب، بهره مندی از منابع و امکانات، تعریف برنامه های هدفمند و وجود کارشناسان خبره و نیروهای توانمند شاغل در این حوزه، موفقیت و شیوه صحیح جهت دهی به افکار عمومی را به همراه دارد.

با توجه به این مهم، به نظر می رسد فعالان رسانه ای این کلان شهر نتوانسته اند رویکرد حرفه ای را جایگزین عملکرد جانبدارانه یا تخریب گرایانه کنند. خالی بودن جایگاه نقد و تحلیل کارشناسانه و تخصصی در این حوزه همچنین سبب شده است که اقدامات فعالان رسانه ای به صورتی یک سویه انجام پذیرد، لیکن این امر به هیچ روی نافی نقش بی بدیل اصحاب فرهیخته رسانه در جامعه شهری کرج نمی باشد؛ بستری که همچنان در عطش حرفه ای شدن برای تاثیرگذاری بیشتر و هدفمند به سر می برد.

ایجاد پایگاه خبری مدیریت شهری کرج اگرچه با هدف ایجاد زمینه ای برای تحول در حوزه اطلاع رسانی و تبیین رویکردی تخصصی به این عرصه در شهرداری کرج انجام گرفت، اما به رغم فعالیت های این مجموعه، ارتباط با افکار عمومی در این کلانشهر از روزمرگی و عوارض ناشی از آن در رنج است.

از این رو لازم است بستری فراهم شود تا کلانشهر کرج نیز هم سو با دیگر شهرهای کشور خود را با تغییرات ضروری و اساسی حوزه اطلاع رسانی برای اداره شهر هماهنگ کند چنان که تجربه دیگر شهرها نشان داده است سرمایه گذاری روی ارتباطات اجتماعی و مهندسی افکار عمومی ضمن کاهش قابل توجه هزینه ها، پویایی، رضایت مندی، نشاط شهری و افزایش جدی مشارکت های مردمی را به همراه خواهد داشت.

50 رمز افراد موفق

۵۰ رمز افراد موفق:
افراد موفق تنها 5 درصد از جمعیت جهان را تشکیل می دهند، یعنی از هر 20 نفر تنها 1 نفر به موفقیت واقعی دست پیدا می کند. البته افراد به طور مادرزادی موفق نیستند، بلکه به مرور زمان خصوصیات و ویژگی هایی پیدا می کنند که به رشد و موفقیتشان کمک می کند. اما راز این موفقیت ها چیست؟

افراد موفق:

1.به دنبال فرصت هستند و فرصت هایی را می بینند که دیگران قادر به دیدنشان نیستند.

2. اهداف و آرزوهای واقعی خود را کشف می کنند.

3. خوش بین هستند و نگرشی مثبت دارند.

4. صادق هستند.

5. برای رسیدن به اهدافشان برنامه ریزی دقیق دارند.

6. همواره در جست و جوی دانش هستند.

7. بردبار و مقاوم هستند.

8. بر اولویت های خود تمرکز دارند.

9. تخلیلی قوی دارند و از قدرن خلاقیت خود استفاده می کنند.

10. مهارت های ارتباطی قوی دارند.



11. تسلیم مشکلات نمی شوند و همیشه به دنبال راه حل هستند.

12. برای خود فرصت های موفقیت را خلق می کنند.

13. گله و شکایت نمی کنند.

14. اشتباهات خود را به گردن دیگران نمی اندازند و دیگران را سرزنش نمی کنند.

15. بلندپرواز و کارآمد هستند.

16. می دانند در زندگی دقیقا به دنبال چه هستند.

17. همیشه در حال فعالیت هستند.

18. مطالب را به حافظه بلندمدت خود منتقل می کنند.

19. به شانس اعتقاد ندارند.

20. دوست دارند غیرممکن ها را ممکن کنند.



21. تغییرات را می پذیرند و خود را با شرایط جدید وفق می دهند.

22. از سلامت جسمی برخوردار هستند.

23. تنبل و کسل نیستند.

24. برای خود معیارها و استاندارهای بزرگی در نظر می گیرند.

25. وقتی کار می کنند تنها به کار، و وقتی تفریح می کنند تنها به تفریح توجه دارند.

26. آنچه را آغاز کرده اند به پایان می رسانند.

27. به آنچه می گویند عمل می کنند.

28. نسبت به دیگران مهربان و سخاوتمند هستند.

29. از زندگی خود بیشترین استفاده را می کنند.

30. رویارویی با چالش را دوست دارند.



31. برای وقت خود ارزش قائلند.

32. به بزرگترها و پیش کسوت ها احترام می گذارند.

33. به دیگران اهمیت می دهند.

34. قابل اعتماد و مسئولیت پذیر هستند.

35. ذاتا فروتن و متواضع هستند.

36. ولخرجی نمی کنند.

37. سحرخیز هستند.

38. قدرت تمرکز بالایی دارند.

39. دعا می کنند و به معنویات اهمیت می دهند.

40. به مطالعه عادت دارند.

41. کار امروز را به فردا نمی اندازند.

42. اهمیت داشتن یک معلم یا مربی را دست کم نمی گیرند.

43. شبکه ای کارآمد ایجاد می کنند.

44. بین مسائل خانوادگی و کار تعادل برقرار می کنند.

45. می دانند چه زمان برای ریسک کردن مناسب است.

46. سیاست های سازمان یا شرکت را می دانند.

47. به اطرافیان خود انرژی مثبت می دهند.

48. می توانند از ته دل بخندند.

49. در کارهای خود نظم و ترتیب را حاکم می کنند.

50. خودشان را دوست دارند و به خود احترام می گذارند.

شطرنج تک رنگ

شطرنج تک رنگ

همواره خبر حذف برخي از مهره هاي حريف، مرا ياد خاطراتي مي اندازد كه فكر مي كنم يادآوري آن خالي از لطف نباشد.

چند سال پيش پدر بزرگي براي آموزش با نوه اش شطرنج بازي مي كرد. پسرك كه خالي از شيطنت هم نبود براي جبران ضعف خود مقابل حريف، از ضعف ديد پدربزرگ در جناحين استفاده مي كرد و سعي مي كرد مهره هاي حاضر در ستون هاي كناري را با انگشت به بيرون پرتاب كند، پدر بزرگ مواقعي كه متوجه مي شد با خنده مي گفت: به جاي بي انصافي بازي را ياد بگير.

بي شك حذف برخي از مهره هاي حريف، بازي را بسيار بي معني و بي نمك خواهد كرد. در همين موقع است كه وظيفه سواران سياه، زدن پياده هاي سياه خواهد شد و همه مات پيروزي ما خواهند بود و ناظرين نيز وظيفه اي جز تشويق پيروز را نخواهند داشت.

البته با حذف حريف در ابتدا جو اتحاد و همدلي ايجاد خواهيم كرد، اما تا قسمتي ابري! كه رفته رفته به حجم ابرها نيز افزوده مي شود و پس از يك دربي خانگي برنده مشخص خواهد شد.

البته هميشه براي مهره هاي بيرون پرتاب شده هم فكري خواهيم داشت! آن ها را در زماني كه زماني ندارند در گوشه اي از صفحه شطرنج به ميمنت پيروزي لگدكوب سواران  سياه خود خواهيم كرد...

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال،

اخیراً کتابی با عنوان «اقتدار گرائی ایرانی در عهد قاجار» با قلم زیبای استاد برجسته علوم سیاسی ایران؛ دکتر محمود سریع القلم به بازار نشر عرضه شده است.آنچه که مرا بیش از موضوع و متن کتاب تحت تاثیر قرار داد، صفحه تقدیمی است که نویسنده در ابتدای کتاب خود آورده و از دیدگاه من، در نوع خود  کم نظیر است.

در متن ذیل که مطالب همان صفحه است، تعمق کنید و درد امروز جامعه ایرانی را بشناسید و اگر چنانچه دغدغه اعتلای ایران را دارید، در تربیت نسل فردا بر این اساس بکوشید:

تقدیم به ایرانیان زیر ده سال، که در آینده

-         برای کسب ثروت، به نهاد دولت نزدیک نخواهند شد؛

-         برای افزایش قدرت کشور، ثروت تولید خواهند کرد؛

-         ظرفیت نقدپذیری و اصلاح تدریجی را در خود پدید خواهند آورد؛

-         از فرهنگ واکنش های سریع به خویشتن داری، ارتقاء فرهنگی پیدا خواهند کرد؛

-         از فرهنگ شفاهی و غیر دقیق به فرهنگ مسئولانه مکتوب، انتقال تمدنی پیدا خواهند نمود؛

-         از رفتارها و کارهای کوتاه مدت به گستره دراز مدت، رشد فکری پیدا خواهند کرد؛

-         تضعیف، تخریب و انتقام را از فرهنگ سیاسی خود حذف خواهند نمود؛

-         به رشد فکری و استقلال فکری از طریق مطالعه حداقل دو ساعت در روز روی خواهند آورد؛

-         برای ایرانیان دیگر از رانندگی گرفته تا کسب قدرت، حقوق قائل خواهند شد؛

-         از رشد و موفقیت دیگران به طور واقعی خوشحال شده و درس خواهند آموخت؛

-         غرور بی جا، حسادت و ناجوانمردی را به سکوت، احترام و گذشت تبدیل خواهند کرد؛

-         دروغ گوئی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها را از نظام معاشرتی خود با دیگران حذف خواهند نمود؛

-         برای کسب قدرت،به اصل رقابت و فرصت برای دیگران اعتقاد خواهند داشت؛

-         و پس از رسیدن به قدرت، فقط دوره محدودی، صرفاً برای تحقق کارهای بزرگ، در قدرت خواهند ماند

یک شب با زنی دیگر !

 یک شب با زنی دیگر !


ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلکه در دل حس میشوند. لطفا به این ماجرا توجه کنید:

پس از سالها زندگی مشترک،
همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.

 

زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم.

آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن
دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیرمنتظره را نشانه یک خبر بد میدانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.

آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد
گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.

ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه
نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند.

 

من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم...

 

وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم. وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.

چند روز بعد
مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.

کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید. یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی
فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.

 

و در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم.

هیچ چیز در زندگی
مهمتر از خانواده نیست.
زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.
این متن را برای همه کسانی که
والدینی مسن دارند بفرستید.
به یک
کودک، بالغ و یا هرکس با والدینی پا به سن گذاشته.
امروز بهتر از دیروز و فرداهای
ناشناخته است ...
این مطلب رو یکی از دوستان برایم ارسال کرده بود که تقدیم حضورتان کردم...

داستانی واقعی از یک شهروند

داستانی واقعی از یک شهروند

به گزارش شهرنیوز ، توی این روزهای بارانی اخیر منتظر تاکسی موندن واقعا خیلی سخته مخصوصا وقتی راننده ها هم بی انصافی به خرج داده و از جابجایی مسافر به صورت عادی خودداری کنند. این اتفاق برای ما رخ داد و راننده خط بی توجه به صف مسافران که منتظر ماشین بودند کنار خیابون داد میزد : " دربـــــــــــــــــست " . نگاه معنی دار و اعتراض های گاه و بی گاه مسافران هم راننده رو کلافه کرده بود و هم ما رو، به خاطر همین من و یک خانم و دو آقای دیگه با همدیگه ماشین رو با کرایه 6000 تومن دربست گرفتیم که برای هر مسافر نفری 1500 تومن میافتاد درحالی که کرایه خط فقط 550 تومن بود. به هر ترتیب سوار تاکسی شدیم و راننده شروع کرد از مشکلات ماشین و گیر نیومدن لاستیک و بنزین آزاد زدن صحبت کردن و به اصطلاح همون جلسه که پیش تر شرح دادم شروع شد.

کنار راننده مرد جوانی نشسته بود که انگار از خیس شدن زیر بارون دل خوشی نداشت. وقتی سخنرانی راننده درباره مشکلات بنیادی مملکت شروع شد خیلی سریع خودش رو وارد بحث کرد که بهتره ادامه بحث رو به صورت یه گفتگوی دو طرفه دنبال کنیم :

راننده تاکسی : برادر خانمم یه وام 6 میلیون تومنی میخواست بگیره مجبور شد ماشینش رو بذاره به عنوان وثیقه. بنده خدا الان خورده به مشکل دارند ماشینش رو مصادره میکنند. یه عده دزد دارند میلیارد میلیارد اختلاس میکنند کسی هم خبردار نمیشه اون وقت این جوون رو ببین چجوری سر میدوونند !

مسافر : نوش جونش !

راننده : (نگاه متعجب) نوش جون کی ؟

مسافر : نوش جون کسی که 3000 میلیارد تومن خورده

راننده : (با لحن عصبی آمیخته به تمسخر) نکنه اون بابا فامیل شما بوده ؟

مسافر : نه ! فامیل من نبوده اما یکی بوده مثل همین مردم . مثل شما! مگه این یارو از مریخ اومده اختلاس کرده ؟ یا اون مدیر بانک از اورانوس به ریاست رسیده بوده ؟

راننده : نه آقا جان اونا از ما بهترون اند. من برای یک جفت لاستیک باید 3 روز برم تعاونی اون وقت اون 3000 میلیارد تومن رو میخوره یه آبم روش !

مسافر : خب آقا جان راضی نیست نخر! لاستیک نخر ...

راننده : (با صدای بلند) چرا نامربوط میگی مرد حسابی؟ مجبورم بخرم ! لاستیک نخرم پس چجوری با ماشین کار کنم ؟

مسافر : وقتی شما که دستت به هیچ جا بند نیست و یه راننده عادی هستی وقتی میبینی بارندگی شده و مسافر مجبوره زود برسه به مقصد میای ماشینی که باید تو خط کار کنه رو دربست میکنی ...

راننده پرید وسط حرف طرف که : آقا راضی نبودی سوار نمیشدی !

مسافر : (با خونسردی) میبینی ؟ من الان دقیقا حال تو رو دارم وقتی داشتی لاستیک ماشین میخردی. مرد حسابی فکر کردی ما که الان سوار ماشین تو شدیم و 3 برابر کرایه رو داریم میدیم راضی هستیم ؟ ما هم مجبوریم سوار شیم ! وقتی تو به عنوان یه شهروند عادی اینجوری سواستفاده میکنی از مدیر یه بانک که میلیاردها تومن سرمایه زیر دستشه چه انتظاری داری ؟ اون هم یکی مثل تو در مقیاس بالاتر.

راننده آچمز شده بود و سرش تو فرمون بود ...

مسافر که حالا کاملا دست بالا رو داشت با خونسردی ادامه داد : دزدی دزدیه ... البته منظورم با شما نیستا ولی خداوکیلی چنددرصد از مردم ما اون کاری که بهشون سپرده شده رو خوب انجام میدن که انتظار دارند یه مدیر بانک کارش رو خوب انجام بده ؟ منتهی وقتی اونا وجدان کاری ندارند کسی بویی نمیبره اما گندکاری یه مدیر بانک رو همه میفهمند. برادر من تو خودت رو اصلاح کن تا اون مدیر بانک جرات همچین خلافی رو نداشته باشه

راننده که گوشاش تو اون هوای سرد از شدت خجالت حسابی سرخ شده بود گفت : چی بگم والا !

من اولین نفری بودم که تو مسیر باید پیاده میشدم و طبیعتا طبق قرار اجباری با راننده باید 1500 تومن کرایه میدادم. وقتی خواستم پیاده شم یه اسکناس 2000 تومنی به راننده دادم. راننده گفت 50 تومنی دارید ؟ با تعجب گفتم بله دارم و دست کردم تو کیفم و یه سکه 50 تومنی به راننده دادم . راننده هم یک اسکناس 1000 تومنی و یک اسکناس 500 تومنی بهم برگردوند و گفت : به سلامت !

همونطور که با نگاهم تاکسی رو که تو هوای بارونی مه آلود حرکت میکرد رو دنبال میکردم چترم رو باز کردم و پولا رو تو کیفم گذاشتم ... آروم شروع کردم به قدم زدن و با خودم فکر میکردم یعنی من هم باید خودم رو اصلاح کنم ...

۱۰ عمل مبتذل ...  !!

 
۱۰ عمل مبتذل ...  !!
 

۱) غیبت و دخالت در امور خصوصی و شخصی دیگران

یکی از سوژه های اصلی محاورات که به شدت بین مردم مرسوم شده است عمل زشت غیبت می باشد. این روزها زمانی که افراد همدیگر را ملاقات می کنند و یا در میهمانی ها حاظر می شوند عملاً حرفی جز غیبت کردن در مورد دیگران ندارند و با هیجان کامل به این کار مبادرت می کنند. برخی هم به خود اجازه میدهند در حریم خصوصی ترین مسائل دیگران وارد شوند و به امر و نهی و دخالتهای بی مورد بپردازند.

۲) عدم رعایت حق عابرین پیاده

در اکثر نقاط دنیا دیدن یک عابر پیاده در خیابان به معنای فرمان ایست و احتیاط برای راننده مقابل است در صورتیکه در ایران برخی رانندگان به محض دیدن عابر پیاده سرعت خود را بیشتر نموده و بدون لحاظ کردن مسائل ایمنی و حق تقدم با بی رحمی تمام و با ایجاد رعب و وحشت برای عابرین پیاده به مسیر خود ادامه میدهند.

۳) حفظ نشانه های نو بودن کالا

همسایه تان اتومبیلی نو خریداری کرده اما بعد از سپری شدن یک هفته هنوز برچسب شماره اولیه که بصورت تکه کاغذی روی شیشه جلو چسبیده است را جدا نکرده و حتی فومهایی که بصورت ضربه گیر در اطراف دربهای ماشین نصب شده است کماکان وجود دارند. دوستتان نیز بعد از گذشت یک هفته هنوز برچسب روی نمایشگر گوشی موبایل جدیدش را جدا نکرده!

۴) تنبلی و از زیر کار در رفتن

متوسط ساعت مفید کار در ایران کمتر از یک ساعت و سی دقیقه میباشد که دلیل آن نبودن فرهنگ کار، فقدان انگیزه، تنبلی و بی مسئولیتی افراد است. این امر باعث نارضایتی ارباب رجوع، پایین آمدن کارایی و بهره وری و در کل کاهش پیشرفت ملی خواهد شد.

در اغلب شرکتها، ادارات و سازمانها اینگونه باب شده که کسی زرنگ و با ذکاوت است که تا حد امکان از انجام مسئولیتهایش شانه خالی کند و کم کاری را استراتژی اصلیش بداند و در عین حال حقوق و مزایایش را بصورت تمام و کمال دریافت نماید.

کارمندان هیچ تلاشی در راستای بالابردن کیفیت و راندمان شرکت انجام نداده و در عین حال انتظار بالا رفتن درآمد خود را دارند. به ارباب رجوع کمتر احترام گذارده میشود و طلب کارانه با وی برخورد میشود.

۵) تجمل گرایی و مصرفی شدن

امروزه شاهد آن هستیم که جامعه با سرعتی باور نکردنی به سوی مصرفی شدن در حال حرکت است. افراد بجای سرمایه گذاری پول خود در مکان مناسب و برای تولید بیشتر و اشتغال زایی ملی، ترجیح میدهند با خرید اتومبیلهای گران و کالاهای لوکس مصرفی ظاهری معقول کسب نموده و اعتبار خود را در بین اطرافیانشان بالا ببرند.

چشم و هم چشمی های فراوان، گرفتار وامها و قرضهای سنگین شدن و استرس از جمله پیامدهای این مسئله است. اکثر مردم خوشبختی را در تجملات و برتری مالی می دانند و بین نیازها و خواسته هایشان تمایزی قائل نمی شوند. مسابقات و رالی خرید امری ناپسند ولی متداول در جامعه ایرانی است.

۶) فقدان فرهنگ تشکر و احترام

از کوچه و خیابان گرفته تا دانشگاه و محل کار و اماکن عمومی، کمتر شاهد شنیده شدن جملاتی مانند "از لطف شما ممنونم"، "خواهش میکنم"، "اختیار دارید"، "تمنا می کنم"، "بفرمایید"، "بزرگوارید"، ... هستیم.

بجای آن فضای زیرآب زنی، استفاده از الفاظ ناشایست، بی حرمتی به افراد مسن، به سخره گرفتن افراد، بالا بردن تن صدا،... امری متداول شده است. مردم باید بیاموزند احترام به دیگران، احترام به هویت ملی یک کشور محسوب میشود. اگر افراد یک مملکت به یکدیگر احترام نگذارند چگونه میتوانند انتظار کسب احترام از ملتهای دیگر را داشته باشند؟!

۷) عدم رعایت نظافت شخصی و شهری

احتیاج به توضیح ندارد که متاسفانه نظافت شخصی و اجتماعی از طرف برخی افراد جامعه رعایت نمیگردد. از طرز لباس پوشیدن تا بوی بدن و دهان و آرایش موها گرفته تا ریختن زباله در محیطهای شهری و تفریحی.

۸) درگیری در صف و نوبت

صف ها هرکجا و به هر علتی که تشکیل شوند معمولاً تبدیل به جولانگاه بی نظمی، درگیری، فحاشی و هتاکی عده ای از افراد به اصطلاح "زرنگ" خواهند شد. حفظ نظم و ترتیب در صف نشان دهنده بالا بودن رتبه اجتماعی و فرهنگ کسانی است که در صف حضور دارند.

متاسفانه شاهد آن هستیم که در برخی امور مذهبی و خیریه مانند سرو غذای نذری نیز چنین بی نظمی ها و زد و خوردهایی بوجود می آیند. احتمالاً باید برخورد کرده باشید در مجالس عروسی گاهی زمان سرو شام جمعیت با چه سرعتی به سمت میز سلف سرویس هجوم می آورند!

۹) پرورش اندام برای رعب و ترس

شاید دیده باشید پسرانی که با اندامهای پرورش یافته و عضلانی درحالی که بازو و سینه های خود را در معرض نمایش گذاشته اند با چهره ای مهاجم و آماده درگیری در همه جا پرسه می زنند! آنها با نگاه خود اطرافیانشان را به مبارزه می طلبند!

چه نکوهیده است زمانی که برخی افراد انگیزه های اصلی ورزش و تناسب را فراموش کرده و صرفاً برای عرض اندام، قلدری و جلب توجه در سطح جامعه اقدام به حجیم کردن عضلات خود می کنند.

۱۰) اسراف، اسراف، اسراف!

اسراف یعنی زیاده روی در مصرف، بیهوده مصرف کردن، بیش از نیاز مصرف کردن، مصرف کنترل نشده، دور ریختن چیزی که میتوان از آن استفاده کرد. کافیست با محاسباتی ابتدایی متوجه شوید که میزان اسرافی که در کشور به عناوین مختلف همه روز در حال انجام است اگر جلوگیری می شد، چه میزان در صرفه جویی خانوادگی و ملی اثر می گذاشت و مشکلات چه تعداد از مردم حل می شد.
 
این نوشتار را یکی از دوستانم برایم ایمیل کرده بود که بدون هیچ تغیری تقدیم حضورتان شد.
 

تأملی برنخستین سال کاری استان البرز

تأملی برنخستین سال کاری استان البرز

استانی که دربدو تأسیس با پتانسیل ها و ویژگی های منحصر بفرد خود به عنوان یک استان استراتژیک و اثرگذار در کشور محسوب می شود و با وجود توانمندی ها و ظرفیت های خاص این استان به همراه سرمایه های غنی انسانی از نخبگان و فرهیختگان وافتخارآفرینان هنوز فاصله معنا داری با آنچه که شایسته آن هستیم، داشته باشیم.

روزهای پایانی سال 89 به سرعت سپری می شود سالی که برای ایران کوچک سالي تاریخی و متفاوت بود و با ایجاد استان البرز و ارتقاء سطح اداری کلانشهر کرج و شهرهای غرب استان تهران در غالب یک استان جدید فصلی نو در تقويم اين خطه رقم خورد و سرانجام با تحقق آرزوی دیرینه مردم این دیار ، سی و یکمین استان کشور پا به عرصه ظهور گذاشت .

استانی که دربدو تأسیس با پتانسیل ها و ویژگی های منحصر به فرد خود به عنوان یک استان استراتژیک و اثرگذار در کشور محسوب می شود و با وجود توانمندی ها و ظرفیت های خاص این استان به همراه سرمایه های غنی انسانی از نخبگان و فرهیختگان وافتخارآفرینان هنوز فاصله معنا داری با آنچه که شایسته آن هستیم، داشته باشیم.

در حال حاضربا ایجاد استانداری و تشکیل ادارات کل استان روزنه های جدیدی برای رسيدن به مدیریت یکپارچه استان پیش بینی می شود. به هر روي هر چند ظهور البرز در چندماه اخير، مقدمات ارتقا بخش هاي مختلف را در اين استان فراهم كرد اما در عمل بسياري از ادرات كل اين استان با كاستي هاي ساختاري مواجه و نيازمند بودجه اي اضطراي تا تحقق كامل استقلال مالي خود هستند، بودجه اي كه تولد اين ادارات را در اين استان از چالش نجات داده و تا تزريق آنچه سهم البرز از ارتقا ساختاري خود است ياري رسان، در هر صورت باید اذعان داشت چشم ها نظاره گر و امیدوار به سال آینده است.

سالی که در حقیقت نخستین سال کاری استان البرز و آغاز دوران بهره گیری از منابع مالی مستقل و استقلال در تصمیم گیری های بومی خواهد بود با سفر هیأت دولت و استقرار ادارات کل و چیدمان پست های کلیدی استان و انتخاب فرماندار جدید به نظر می رسد تمهیدات لازم برای ورود به سال آینده پیش بینی شده است اما باید دانست سال 90 تأثیر به سزایی در آینده استان البرز خواهد داشت .

سالي كه در حقیقت پایه های رشد ، پیشرفت و توسعه استان در آن چیده خواهد شد و دقت در برنامه ریزی و نگاه همه جانبه در پایه گذاری آینده البرز بسیار ضروری به نظر می رسد.  انسجام و مدیریت یک پارچه همچنین وسعت نظر و آینده نگری به همراه تلاش مضاعف در هم افزایی نیروها سبب می شود تا سرعت توسعه و آهنگ تغییر در استان رنگ و بوي انضباط را به خود بگيرد.

بی شک جلب مشارکت همه جانبه اقشار مختلف مردم ، جذب سرمایه های اجتماعی ، نقش آفرینی رسانه ها و نخبگان سبب می شود این تغییر شتاب بیشتری گرفته و از سوی دیگر با وحدت ، انسجام و همکاری تمام مسئولین و دستگاه های ذیربط می توان در جهت خدمات رسانی و رفع مشکلات مردم گام های مؤثری برداشت.

نکته حائز اهمیت در این قضیه پیشگیری از اتلاف انرژی و اثرات نامطلوب پیدایش اختلاف سلیقه و آشکارسازی آن در سطح عمومی است. در این روزهای پایانی سال که زمان بودجه بندی و برنامه ریزی برای سال آینده است لازم است تا همه دستگاه ها ،نهادها و مسئولین مختلف استان با تمام توان، انرژی خود را معطوف به جذب بودجه بیشتر و برنامه ریزی بهتر برای آینده شهر و استانمان کنند چرا كه بی شک غفلت و اهمال در این موضوع مهم چالش های جدیدی ایجاد خواهد کرد.
به هر روي امید است با بسیج کلیه عوامل و پیش بینی تمهیدات لازم در جهت جذب بودجه و برنامه ریزی برای ورود به سال آینده شاهد جهشی بلند برای پیشرفت و توسعه استان و افزایش چشمگیر سرانه ها در راستاي تحقق مطالبات بحق مردم در استان تازه تاسيس البرز باشیم.

سالی متفاوت برای استان البرز

سالی متفاوت برای استان البرز

 این روزها ضرب آهنگ آخرین روزهای سال به تندی می زند و آخرین ماه متفاوت ترین سال برای کرج نیز در حال سپری شدن است. از این جهت سال 89 یکی از متفاوت ترین و تاریخی ترین سال های ایران کوچک خواهد بود که پس از نزدیک به دو دهه به حق مسلم خود یعنی ارتقای ساختار اداری دست یافت و اینچنین مقرر شد که سی و یکمین نگین درخشان ایران اسلامی با عنوان البرز و با مرکزیت کرج بزرگ پا به عرصه ظهور گذارد.

استان تازه تأسیسی که از جنبه های مختلف در بسیاری ازبررسی های علمی نشان داده است که می تواند نقش متمایزی را در کشور ایفانماید.

 استانی که پل ارتباطی بیش از نیمی از استان های کشور است و با وجود اقلیم های متفاوت و وضعیت خاص جغرافیایی می تواند سهم بسزایی در توسعه صنعت گردشگری و جذب تورسیم داشته باشد.

استانی که با توجه به حجم گسترده مراکز علمی و پژوهشی  و دانشگاهی و با وجود نخبگان خود می تواند یکی از علمی ترین و دانشگاهی ترین استان های کشور باشد.

استانی که با وجود شهرک ها و کارگاه های مختلف صنعتی و برندهای معروف خود می تواند یکی از قطب های اقتصادی و صنعتی کشور باشد.

استانی که با توجه به پیشینه و تنوع محصولات کشاورزی خود  پایتخت کشاورزی کشور است.

استانی که با وجود افتخار آفرینان ورزشی و با نگاهی عمیق می توان آن را پایگاه استعدادیابی و قهرمان پروری ورزش ایران دانست.

استانی که با گذشت بیش از دو دهه از دوران دفاع مقدس و با تقدیم بیش از پنج هزار شهید سرافراز و با جودسرداران نام آور و خانواده بزرگ ایثارگران و جانبازان خودش سهم ویژه ای در صیانت از کیان ایران اسلامی داشته است.

اگر چه از منظری دیگر می توان مشارکت چشمگیر البرزیها را در مناسبات مختلف ملی به رخ کشید و از نقش ممتاز قومیت های مختلف ایران کوچک و همچنین نخبگان و فرهیختگان این استان برای سربلندی ایران عزیز سخن گفت.

 و صدالبته که پتانسیل ها و ظرفیت های بالای استان تازه تأسیس البرز در این مقال کوتاه نمی گنجد و ضروری است مسئولین امر امکانی را فراهم آورند تا مطالعات جامع درخصوص شناخت دقیق از توانمندی ها و ظرفیت های این استان فراهم شود.

حال باید اذعان داشت اگر چه چندماهی از تأسیس استان البرز می گذرد و در حقیقت ارتقاء ساختار اداری آن و انجام تقسیمات جدید دنبال می شود ولی هنوز آنچنان که شایسته است اقدامات زیربنایی و اصولی برای توسعه استان طراحی نشده است. هرچند که همه پیگیران مسائل استان بخوبی می دانند باید برای سال آینده امید به اختصاص بودجه و اعتبارات جدید استانی داشته باشند. اما به هر حال سال 89 مهمترین رویداد این استان یعنی تولد آن رغم خورد که اتفاقی بس مبارک است.

امید است در این روزهای پایانی سال جاری تمهیدات لازم برای ورود به اولین سال کاری استان البرز را پیش بینی کنیم و مقدمات توسعه و رفع محرومیت را برای آن رقم زنیم.

وحدت لازمه توسعه است  

وحدت لازمه توسعه است

میلاد با سعادت رسول مهربانی ها و پیامبر خوبی ها اگر چه قرن هاست منشأ خیر و برکات عظیمی بوده است اما سال هاست که هفته ای با نام وحدت بر حول محور این شخصیت بی نظیر تاریخ بشریت نامگذاری شده است که تداعی کننده آسیب شناسی عمیق برای گسترش وحدت و همدلی و کاهش اختلاف و تفرقه است. وجود نازنینش که مایه رحمت الهی برجهانیان بوده است سرشار از مهر و رحمت، اخلاق و گذشت و.... می باشد.
ایشان که همه را به یکتایی و برابری و برادری و به توحید و فطرت پاک الهی دعوت کرده است و در تمام عمر با برکتش به نفی تفرقه و اختلاف و دودستگی و خصایل رذیل انسانی پرداخته است همواره برای عزت و آزادی و سربلندی و سرافرازی بشر تلاش کرده و خواستار بهترین ها برای جهانیان بوده است.

امروز مهمترین وظیفه پیروان حضرتش وحدت و اتحاد است زیرا که در این امواج متلاطم دنیای اسلام بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازنگری در عملکرد و بازگشت به قرآن و سیره وسنت هستیم و همه باید با تأسی از سنت وحدت طلبانه پیامبر بزرگ اسلام تحمل و مدارا با نظر مخالف افزون شدن به شعله بیداری کشوری اسلامی کمک کنیم و در سطح ملی نیز با این رویه و با تاکید بر محوریت قانون و با همدلی همه جریانات سیاسی برای توسعه و آبادانی کشور عزیزمان تلاش کنیم.
 
آنچه که این روزها در شهرمان کرج آن هم در هفته وحدت نمایان شده است به دور از انتظار می باشد. مگر نه این که در آموزه های دین مبین اسلام بر حفظ آبروی مومن تاکید شده است و در همه حال ما را از تفرقه و بدگویی نفی کرده اند.

امید است در میلاد انسانی بزرگ که نقطه عطفی در مبارزه با جهل و نادانی و حرکت بشریت به سمت اخلاق و انسانیت و عشق و وحدت و مهربانی بوده است شاهد حضور همه مسلمین در زیر چتر وحدت باشیم و تلاش کنیم با بهره گیری از تمام ظرفیت ها و پتانسیل ها برای بهتر شدن وضعیت شهرمان و میهن عزیزمان و سربلندی دنیای اسلام تلاش کنیم.

روزهاي انتظار

روزهاي انتظار

 انتظار واژه اي است كه ابعاد متعدد و مختلفي دارد در عرفان ، در عشق و ... قرن ها ست كه بشر با اين واژه آشنايي دارد و آن را با تمام وجودش تجربه كرده است . انتظار، انتظارو باز هم انتظار ...

اما انتظار در هزاره سوم ميلادي در زندگي جوامع مختلف بشري شكلي پر رنگ تر به خود گرفته است. پيچيده شدن روابط انساني و تنيده شدن سعادت انسانها به عملكرد جمعي آنها موجب شده است انتظار، پايش را فراتر از بعد معنوي و مذهبي بگذارد و در عرصه هاي اجتماعي و نيز ورود پيدا كند و جامعه ما نيز به عنوان يك كشور در حال توسعه در حال انتظار است .

البته اين انتظار سال هاست كه به بخشي از زندگي مردم ايران زمين تبديل شده است و جامعه تبديل به جامعه هميشه منتظر شده است.

آنتظار اگرچه در عرصه هاي ديني و معنوي بسيار ارزشمند و همراه با فلسفه است اما اين انتظار در عرصه هاي ديگر نه تنها زيبايي ندارد بلكه عامل همه بدبختي ها و عقب افتادگي است!

 مردماني كه در طول تاريخ همواره منتظر قهرماناني بوده اند كه آنها را نجات دهد و يا كشور به سمت توسعه و آباداني سوق دهد حتي در تاريخ معاصر بعد از انقلاب نيز اين امر به وضوح نمايان بوده است. همواره مردم با مشاركت بالا در انتخابات هاي مختلف رياست جمهوري سعي كردند با انتخاب يك نفر تمام بار جبران عقب افتادگي ها و توسعه كشور را به دوش يك نفر قرار دهند! و از تمام وظيفه خود در مقابل ميهن فقط به مشاركت درانتخابات بسنده كنند و حتي مشاركت آنها در پيگيري و حمايت و همراهي و حضوري موثر و نظارتي آگاهانه و از همه مهمتر تلاش براي كمك به تحقق وعده ها و برنامه هاي توسعه كشور هم بسيار ناچيز است!!!

براستي مي شود كه قهراني بيايد و بار همه ملت را بكشد و جامعه ما براي هميشه سعادتمند باشد؟ محال است!

متاسفانه انتظار در رفتار اجتماعي و حتي خانوادگي جامعه مانيز تاثير سوء گذاشته است به سادگي مي توان متوجه شد كه همه انتظار دارند ديگري رعايت كند. همه جهت انگشت خود را جهت نشان دادن مقصر به سمت ديگران نشانه گرفته اند. حتي در يك جمع دوستانه نيز هركسي انتظار دارد ديگري پيش قدم باشد!

اما در ياداشت امروز مي خواهم به بعد ديگري از انتظار بپردازم. انتظار از سر ناچاري! متاسانه ابهام در نتیجه سياست هاي اقتصادي ، اتفاقات نامبارك بعد از انتخابات و از همه مهمتر شرايط نابسامان توليد و اقتصاد سبب شده است كه جامعه در يك انجماد اجتماعي قرار گيرد و همه منتظر باشند تا گذر زمان راه گشا و التيام بخش درد هاي امروز جامعه شود.

حتي آندسته از توليد كنندگاني كه هنوز اعلام ورشكستگي نكرده اند منتظرند تا راهي براي نجات خود بيابند و در بهترين حالت نيز بخش خصوصي به فكر حفظ وضعيت موجود است تا بتواند از اين روزهاي سخت اقتصادي عبور كند. اين انتظار اجباري نه تنها در حوزه هاي اقتصادي بلكه در عرصه هاي اجتماعي نيز نمايان است.

امروز بسياري از فعالان جامعه مدني و سازمان هاي مردم نهاد نيز انگيزه هاي خود را براي فعاليت از دست داده اند و منتظر بستري مناسب براي ادامه كار و تلاش براي بهتر شدن وضعيت جامعه هستند. آري امروز از اغلب كساني كه ميپرسي چه خواهي كرد ميگويند صبر!و صبر يعني انتظار اجباري و اين روزها روزهاي سخت منتظر بودن است...

به اميد آنكه اين انتظار نيز به سر آيد ...

لزوم توجه روابط عمومی ها به رسانه های نوین

لزوم توجه روابط عمومی ها به رسانه های نوین

مسأله بکارگیری تکنولوژی های نوین و استفاده از جنبه های مثبت و یا پذیرش تبعات منفی آن یکی از اصولی ترین و حساس ترین مباحث سازمان ها در دوران معاصر بوده است.
بی شک روابط عمومی ها چاره ای جز پذیرش پدیده تکنولوژی های نوین در جامعه اطلاعاتی و همچنین تبعات آن را با رعایت اولویت ها و مسائل مربوطه به منافع سازمانها بدون وابستگی و شیفتگی تکنولوژیکی ندارند و باید با انتخاب هوشیارانه و کاربرد آگاهانه از تکنولوژی های نوین به خصوص در جامعه اطلاعاتی بعنوان رویکردی نو و ساز و کاری راهبردی در عین حفظ ارزش ها و سنت های مثبت به سوی تعالی و توسعه روابط عمومی ها گام بردارند.

امروزه با عنایت به ضرورت و استقبال سازمان ها نسبت به راه اندازی و پیاده سازی تکنیک های روابط عمومی الکترونیک ، لزوم پرداختن به جنبه های علمی و کاربردی روابط عمومی الکترونیک بیش از پیش در جامعه کنونی احساس می شود. این تغییرات زمانی بیشتر احساس می شود که رسانه های نوین ایجاد و نقش مؤثری در مدیریت افکار عمومی ایفا می کنند.

 تقریباً اکثر وب سایت های مهم دارای یک بخش خبری و اطلاع رسانی هستند و حتی خبرگزاریها و اکثر روزنامه های چاپی و تلویزیون و رادیو و ... نیز دارای وب سایت های اینترنتی هستند. باید اذعان داشت در سال های اخیر رسانه ها با سرعت بالایی متحول شدند و حتی در چند دهه گذشته رسانه های نوین زیادی همچون وبلاگ ها، وب سایت ها، روزنت های سیاسی و نسخه اینترنتی روزنامه های چاپی و ... ایجاد شده اند که همواره سعی در تأثیر گذاری  بر افکار عمومی دارند.

رسانه های الکترونیک دارای جذابیت ها و ویژگی های منحصر به فردی هستند که آنها را در رقابت با رسانه های سنتی در جایگاه بسیار والایی قرار می دهد. بدون شک یکی از مهمترین دستاوردهای تحقق جامعه اطلاعاتی نوین و گسترش استفاده از شبکه های اطلاع رسانی و
به وجود آمدن مفهومی به نام روزنامه نگاری سایبر در برابر روزنامه نگاری سنتی است. واقعیت آن است که رسانه های الکترونیکی دارای جذابیت ها و ویژگی های منحصر به فردی هستند که
می توان تمرکززدایی، قابلیت دسترسی بالا، فقدان محدودیت انتشار و سلسله مراتب ،
عدم سانسور، داشتن قابلیت تعاملی، شخصی شدن و آزادی از زمان و مکان را از ویژگی های مهم رسانه های نوین نام برد.

اگر چه رسانه های عرصه سایبر هنوز تا حدودی فاقد دانش و بیشتر بعنوان عرضه کننده اخبار هستند و مشروعیت و سابقه آنها کمتراز رسانه های سنتی از جمله روزنامه هاست اما در حقیقت آنلاین بودن یعنی رها شدن از مرز زمان و مکان ، یعنی از هرکجا اراده کنیم می توانیم تولید کننده و در هرکجا که بخواهیم می توانیم مصرف کننده باشیم. جامعه اطلاعاتی و روابط عمومی ها در حال تجربه یک فضای جدید هستند که با فقر مدیریت علمی دست و پنجه نرم می کنند.  

گذر از فضای سنتی به مدرنیته یکی از دغدغه های اصلی روابط عمومی ها در عصر معاصر محسوب می شود که با توجه به شرایط موجود چاره ای جز تجهیز به فناوری های نوین برای سازمان ها باقی نمانده است. اگرچه در یک نگاه سطحی تغییر و تحول آن هم همزمان با تحولات شگرف در جامعه اطلاعاتی کار بسی سخت و دشوار به نظر می رسد اما با توجه به دستاوردهای آن و بررسی ابعاد پیدا و پنهان کسب مهارت جهت برقراری ارتباط با رسانه های نوین خواهیم یافت که چقدر این روش ها کارآمدتر، کم هزینه تر و پربازده تر است. دیگر وقت آن رسیده است که روابط عمومی ها روش های سنتی را کنار گذاشته و با بهره گیری از فناوری های نوین ارتباطی به سمت روابط عمومی مدرن و الکترونیکی گام بردارند.

 

مطبوعات نیازمند هوای تازه است

 مطبوعات نیازمند هوای تازه است

 این روزها در میان حجم گسترده اخبار متعدد کشور خبر تغییرات در حوزه مطبوعاتی وزارت ارشاد و برکناری محمدعلی رامین بیش از هرچیز نظر مطبوعات را به خود جلب کرد.

 دوران او که علی رغم وعده های داده شده رکورد دار توقیف و ایجاد فضای بسته مطبوعاتی بود وی نتوانست در راستای رشد و توسعه رسانه ها و تقویت جایگاه آنها گامی بردارد و حتی بدلیل عدم تعامل مناسب با رسانه ها فضای سنگینی را بر مطبوعات حاکم کرد. هرچند که در این نوشتار قصد ارزیابی و بررسی عملکرد این حوزه را ندارم اما این تغییرات بهانه ای شد تا بار دیگر بر کارکرد رسانه ها و رابطه دو سویه آنها با دولت و همچنین انتظار متقابلی که از مطبوعات در دولت می رود نگاهی داشته باشیم.

در عصرارتباطات و اطلاعات نقش مؤثر و بی دلیل رسانه در حوزه اطلاع رسانی بر هیچکس پوشیده نیست هر چند که قصد سخن از جامعه آزاد اطلاعاتی در این مقال کوتاه نیست  اما باید اذعان داشت کشور ما با بیش از 170 سال سابقه روزنامه نگاری در جایگاه مناسبی قرار نگرفته است و تیراژ رسانه ها و میزان جذب مخاطب و حتی نبود روزنامه های منطقه ای و فرا منطقه ای حکایت از دردها و ناملایمتی های این حرفه دارد.

شرایط موجود حاصل عدم درک صحیح کارکردهای رسانه و  همچنین عدم بسترسازی بلوغ حرفه ای رسانه هایی است که از فضای سنگین سیاست زدگی در فضای رسانه ای کشور رنج می برند. دولت باید بداند هنوز بسترهای حرفه ای شدن و بلوغ رسانه های جمعی در کشور فراهم نشده است چرا که برای بهبود وضع رسانه ها نیازمند فضای آزاد مطبوعاتی، استقلال اقتصادی ، آموزش و تقویت استقلال حرفه ای روزنامه نگاران هستیم.

 فقط با رعایت این اصول می توان به ارتقاء کیفی و کمی مطبوعات کشور امیدوار بود. بدیهی است ایجاد یک فضای تازه برای مطبوعات در کشور ضروری است و انتظار می رود مسئولان درک نوینی از فضای موجود داشته باشند و همه برای تبدیل تقابل بر تعامل و ایجاد یک جبهه فرهنگی در فضای رسانه ای کشور تلاش کنیم .

انتظار میرود معاون جدید مطبوعاتی وزارت ارشاد با ایجاد تعامل سازنده با مطبوعات ، خبرگزاریها و به طور کلی رسانه ها زمینه های آغاز فصل نوینی در فضای مطبوعاتی کشور را فراهم کند.

تأملی بر عظیم ترین حادثه تاریخ

تأملی بر عظیم ترین حادثه تاریخ

این روزها حال و هوای خاصی در کشور ما حاکم بود . ایام محرم و حضور گسترده مردم در مراسم های مختلف این ایام و روزهای عاشورا و تاسوعا ملموس و نمایان بود. هرچند که تأمل برنوع و چگونگی عزاداری ها و آسیب شناسی برگزاری این نوع مراسم ها ضروری به نظر می رسد.

 باید ازعان داشت مسؤلان هیچگونه محدودیتی برای عزاداران قائل نبودند و
هر کسی به طریقی ارادت خود را به خاندان عصمت و طهارت اعلام کردند از فعالیت جدید کارواش ها برای گلی و خاکی کردن ماشین ها گرفته تا شعارهای جدید پشت شیشه ها و حمل آزادنه علم و ...! بی شک کلیات این نوع عزاداری ها بیان احساس بود تا شناخت.

بر این باورم ماجرای کربلا و فرهنگ عاشورا عظیم ترین حادثه تاریخ است که با ابعاد مختلف خود سندی محکم و آموزه هایی ارزشمند برای همه دوران های تاریخی دارد.

الگویی برای تمام زمان ها و برای تمامی انسانها و حتی برای همه دوران مختلف سنی و طبقه های مختلف اجتماعی که هر کسی فراخور ظرفیت خود به گوشه ای از ابعاد وسیع ماندگار ترین حادثه تاریخ اشاره ای می کند.

بعضي ها به پوشاندن لباس دين بر ظلم اشاره مي كنند و بعضي ها به اثرات جهل وساده انگاري مردم و برخي ديگر به كرامت هاي خاندان بني هاشمي و مظلوميت امام حسين (ع) و يارانش و نحوه برخورد هاي غير انساني به آن بزرگواران نگاه مي كنند. برخي نيز تعداد اندك ياران امام را و اينكه جامعه اسلامي را چه شده است كه پس از گذشت اندك زماني از فوت پيامبر(ص) با بيت رسول خدا اينگونه ناجوانمردانه برخورد مي كنند را مورد توجه قرار مي دهند و بعضي ها به نقش آفريني هاي حضرت زينب و  مصائب آن بانوي بزرگوار را مورد بحث و توجه قرار مي دهند و بي شك خباثت و سنگدلي و انگلي  دستگاه يزد بن معاويه و نحوه شهادت امام و يارانش و حوادث آن روز تاريخي و رادت ها و ايثارگري ها و تلاش امام حسين براي احياي دين امت رسول خدا و اصلاح جامعه بخش از ابعاد ديگر اين سند بزرگ تاريخي است.

نزديك به 14 قرن است كه انديشمندان مسلمان و غير مسلمان  به ابعاد پيدا و پنهان اين حركت عظيم و اثرگذار در تاريخ مي انديشند و اينك ما بايد در اين مدرسه عشق كه همه چيز را براي آموختن به همه انسان ها دارد با تامل و انديشيدن به اهداف والاي حادثه كربلا را مورد توجه قرار دهيم چرا كه آزمون قبولي در مكتب امام حسين (ع) بسي سخت و دشوار است و امروز ما به عنوان شيعيان علي به صورت عملي سيره ائمه اطهار را پيش بگيريم و با وجود ظلم و ستم هاي فراواني كه در طول تاريخ به تن خريده و ايستاده ايم، همچنان با بصيرت كامل صف شكن آزادي باشيم كه اين است معناي راه حسين (ع).

به اميد آنكه بتوانيم قطره اي از درياي بيكران آموزه هاي كربلا را براي بهتر زيستن انسان و نسل بشر به كار ببنديم و ترويج دهيم.

 

جشن عاطفه ها

جشن عاطفه ها فرصتی برای مهرورزی و عدالت ورزی

امروز چشم به راه دستهاي نوازشگري است که همواره به بهانه اي، مهرباني را بين خود و همنوع خود تقسيم مي کنند. آری امروز 8 مهر ماه، روز برگزاري جشن عاطفه هاست. يک روز نمادين که طي آن، اقشار مختلف جامعه براي دستگيري از همنوع خود تلاش می کنند.از همين رو، جشن عاطفه ها، جشن نيکوکاري، و...، تنها بهانه اي است براي نزديک شدن دلها به يکديگر، تنها فرصتي است براي حضور پربار و محبت آميز مردم، تا اين حقيقت بر قشر آسيب پذير و محروم جامعه آشکار شود که ما هستیم و شاید تنها فرصتی باشد تا همه فرزندان ايران را فرزندان خود بدانيم و در این فرصت از دریای ثروتی که به قیمت فقر محرومان اندوخته ایم، قطره ای را به نا داران اعانه دهیم .

اگر چه تصویر روشن نابرابری و تبعیض را بی پروا و با غرور و افتخار و لبخند نشان می دهیم ولی باید اذعان داشت جشن عاطفه ها ، کمکی به تحقق و اجرای عدالت نمی کند و در حقیقت دانش آموزان محروم و محکوم به تدریس در مدارس بی امکانات دولتی با  کتاب و دفتر و لباس و کفش و غذا  با دیگران برابر نمی شوند و به حق خود نمی رسند! چراکه با شکم گرسنه و کیف کهنه و کفش پاره و شلوار وصله دار، بر روی نیمکت های رنگ و رو رفته، در کلاسهای شیشه شکسته، پای تخته سیاه کهنه می شود نشست، و با شوق و خنده و بی غصه، بر روی کاغذهای کاهی می توان نوشت، اگر که عاطفه را نمی شود تقدیم کرد فقط می توان تقسیم کرد و در حقیقت  جشن حقیقی عاطفه ها، همان جشن عدالت است.

 جشن عاطفه ها در آخرین روز هفته دفاع مقدس یادآدر دوران انقلاب و سالهای سخت و تلخ جنگ تحمیلی است . ایامی که در آن جشن عاطفه ها رنگ دیگر داشت، جشن عاطفه ها در آن دوران، جشن خون و شهادت و ایثار بود، و اما این جشن مهرماهی ما، میراث بی عدالتی است و فرصتی برای مهرورزی و عدالت پیشگی... 

تاملي بر ابلاغ تعرفه هاي جديد تبصره 11كميسيون هاي ماده صد

تاملي بر ابلاغ تعرفه هاي جديد تبصره 11كميسيون هاي ماده صد

اول مهرماه آخرين فرصتي بود كه شهرداري كرج به مهندسين ناظر داده بود تا كليه تخلفات ساختماني را به صورت جدولي و براساس آخرين عمليات ساختماني مازاد بر پروانه به شهرداري گزارش دهند.

در اطلاعيه هاي منتشر شده در مناطق مختلف شهرداري كرج آمده است با عنايت به ابلاغ تبصره 11 كميسيون هاي ماده صد، كليه مهندسين ناظر موظفند در حداكثر تا پايان 1/7/1389 نسبت به گزارش آخرين وضعيت ساختمان تحت نظارت خود اقدام نمايند اگر چه همزماني اعلام عمومي اين مطلب با شور وحال بازگشايي مدارس سبب شد تا كمتر به آن پرداخته شود اما اهميت موضوع آنچنان است كه شايد با سرنوشت و آينده شهرمان گره خورده باشد و شتاب در ابلاغ آن و نحوه اجراي آن نيز دغدغه هاي فراواني را ايجاد كرده است و از آنجايي كه ساخت و ساز ارتباط مستقيمي با كسب درآمد شهرداري و توسعه آباداني شهر دارد لازم است به ابعاد مختلف تاثيرات ناشي از اين تصميم گيري پرداخته شود.

هر چند كه مصوبات شوراي شهر در خصوص عوارض بعد از كميسيون اين نگراني را بوجود مي آورد كه بار ديگر اين تصميم نيز نيازمند بازنگري باشد اما بايد اذعان داشت كليات اين موضوع مي تواند تاثير بسزايي در كنترل ساخت و سازهاي غير مجاز در سطح شهر داشته باشد.

تبصره 11 كميسيون هاي ماده صد تعيين ارزش افزوده ساخت و سازهاي مازاد بر پروانه است كه به گفته منابع آگاه با تصميم شوراي اسلامي شهر كرج اين تعرفه ها به گونه اي پيش بيني شده است كه هرگونه ساخت و ساز مازاد بر پروانه توجيه اقتصادي نداشته باشد.

 حال بايد ديد كه مقدمات اين امر مهم فراهم شده است يا خير؟ وآيا همه جوانب اين موضوع و آثار ناشي از اخذ اين تصميم بررسي شده است؟

اهميت ساخت وساز در رشد اقتصادي و ايجاد شغل و پويايي كلانشهرها بر كسي پوشيده نيست و عدم برنامه ريزي و بستر سازي براي كسب درآمدهاي پايدار نيز سبب شده است تا شهرداري كلانشهر كرج درصد بالايي از درآمد خود را از طريق جرايم ناشي از كميسيون بدست آورد و با اتخاذ اين تصميم مي توان ركود در صنعت ساخت و ساز را در كرج پيش بيني كرد چرا كه با افزايش قيمت تمام شده مسكن ساخت مسكن در اين كلانشهر توجيه اقتصادي خود را از دست خواهد داد و حتي امكان افزايش قيمت خريد و فروش نيز فراهم مي شود.

ازسوي ديگر با توجه به شرايط نامساعد جذب درآمد شهرداري كرج با اتخاذ اين تصميم تحقق بودجه سال جاري و كسب درآمد براي شهرداري با مشكلات جدي روبرو خواهد شد. حال اگر از عوارض منفي آن از جمله : ركود ساخت و ساز، افزايش قيمت تمام شده مسكن دفع سرمايه گذاري، كاهش درآمدهاي شهرداري و ...صرف نظر كنيم نحوه اجراي اين طرح براي ساختمان هاي در حال ساخت و پروانه هاي صادر شده در گذشته مشكلاتي را به همراه خواهد داشت و به نظر مي رسد نيازمند بررسي كارشناسانه تري است.

بديهي است اخذ چنين تصميماتي مهمي اگر همراه با اطلاع رساني و شفاف سازي باشد مي توان با مشاركت اصحاب رسانه از بازخوردهاي منفي تصميم گيري هاي كلان مديريت شهري پيشگيري كرد.

 

حادثه دلخراش اتوبان كرج

آقاي بهبهاني وزير محترم راه

چه كسي پاسخگو بي توجهي به جمع آوري عوارضي اتوبان كرج خواهد بود؟

خبر حادثه اي دلخراش در عوارضي سابق اتوبان كرج-قزوين چنان همه را غافل كرد كه گويي همه طراوت و شيريني استان شدن البرز به فراموشي سپرده شد. حادثه اي كه بيش از 40 كشته و زخمي به همراه داشت حاصل بي توجهي و بي مسئوليتي نسبت به جمع آوري سازه هاي عوارضي سابق بوده است.

نزديك به دو سال پيش بنا به مصوبه شوراي تامين فرمانداري ويژه شهرستان كرج تصميم به تعطيلي عوارضي اتوبان كرج – قزوين گرفته شد. تصميمي كه با وجود مخالفت اداره راه به دليل ايجاد مشكلات عديده امنيتي و ترافيكي اتخاذ شده بود ،اما  هيچ گاه به طور كامل اجرايي نشد چراكه با توقف دريافت عوارض از مردم، وزارت راه به دنبال رايزني هاي مختلف جهت بازگشايي مجدد اين عوارضي بود كه با مخالفت جدي فرمانداري موفق به اين اقدام نشد و ماجرا همچنان بلاتكليف باقي ماند.

به گفته منابع آگاه، نزديك به دو ماه پيش عيسي فرهادي سرپرست استانداري البرز دستور جمع آوري كامل ساختمان هاي عوارضي را صادر مي كند و زماني كه تصميم به تخريب سازه ها گرفته مي شود با ممانعت راهنمايي و رانندگي به دليل عدم هماهنگي با اداره راه، عمليات جمع آوري عوارضي متوقف مي شود و امروز پس از 2 سال به دليل عدم توجه و مسئوليت پذيري وزارت راه نسبت به امنيت جاني مردم و عدم پيگيري قاطعانه مسئولين شهرستان كرج فاجعه اي بزرگ رخ مي دهد كه اگر وزير راه  و ديگر مسئولين مرتبط از مقامشان استعفا دهند شايد واكنشي هرچند كوچك به اتفاقي نامبارك باشد...

اميد است مسئوليني كه با قصور خود بواسطه عدم روشنايي كامل چراغ هاي راهنمايي و رانندگي و عوارضي و همچنين تاخير غير قابل توجيه در جمع آوري اين عوارضي موجب مرگ دلخراش جمعي از هموطنان عزيزمان شدند هرچه سريع تر معرفي و از مسئوليت خود استعفا دهند.

به یاد زنده یاد سعید جهانیان

به یاد زنده یاد سعید جهانیان

پرنده مردنيست اما بي پرنده چگونه مي توان پرواز را ديد و به خاطر سپرد؟!

دريغ است دشواري بي تو بودن و بايد اعتراف كنم لذت با تو بودن آنقدر كوتاه بود كه به اين دريغ بي تو بودن نمي ارزيد. بايد اعتراف كنم امشب سخت اندوهگينم و از اينكه برايت فاتحه بخوانم بغضم مي گيرد...

 بايد بگويم رفتنت را باور نمي كنم و فكر نمي كنم هيچكدام از دوستان مشتركمان اين رفتن را باور كرده باشد. باز هم بغضم گرفت اما برايت مي نويسم كه براي آدمي چون تو كه همه لبخند بودي گريستن سخت دشوار است. 

 "قهوه تلخ " بي تو همچون قهوه قجري طعم مرگ و يادآور رفتن است ديگر...

 بي تو و لبخند شيرينت چه كسي قهوه مديري را شيرين مي كند؟!

"آش دايي"! بي تو آشپزخانه عموپورنگ  بي نهايت خاليست. آش دايي بي معرفت!

ما هيچ، چطور توانستي بچه ها و روح گرسنه شان را چشم انتظار لقمه اي از دستپختت بگذاري و بروي؟ ...
سعيد جان مي خواهم بگويم ناباوارنه به رفتنت مي انديشيم و با وجود دستي ناپيدا كه گلويمان را مي فشارد و به مرز خفگي مي كشاندمان برايت فاتحه مي فرستيم، اما جايت آنقدر خاليست كه هيچ حجمي توان پر كردنش را ندارد و تو آنقدر سبز بودي كه داس مرگ هم نمي تواند يادت را درو كند.
سعيد جهانيان ، هنرمند دوست داشتني و خبرنگار قديمي كرجي بعد از يك سانحه تصادف و چند روز كما دارفاني را وداع گفت. ..

روحش شاد و یادش گرامی باد

فصلي نو در حال شگفتن است

 

فصلي نو در حال شگفتن است

 خبر انتصاب عیسی فرهادی به عنوان سرپرست استانداری تازه تاسیس البرز اگر چه به دور از ذهن نبود ولی آغاز دوران جدیدی برای  منطقه ای که دیگر با نام البرز در نقشه ایران می درخشد محسوب می شود.

 تابستان امسال پس از سال ها آرزوی دیرینه  مردم  غرب استان تهران در خصوص  تشکیل استان البرز به عنوان  سی و یکمین نگین  درخشان انگشتری این مرز و بوم محقق شد و برگ زرینی  در تاریخچه ایران کوچک رقم خورد.

 کلانشهری که سالها در سایه پایتخت از مشکلات و کمبودهای فراوانی رنج برده است پس از پیگیری های متعدد مسئولین و رسانه ها در بیش از 10 سال گذشته  دورانی را آغاز می کند  که نوید بخش رفع محرومیت از پنجمین کلانشهر ایران است.

انتخاب عیسی فرهادی به عنوان استاندار و استقرار ادارات کل و ارتقای سطح اداری دستگاه های مختلف استان  تازه تاسیس البرز نشان از آغاز بروز تحولات گسترده در این منطقه در آینده ای نچندان دور  است.

از سوي دیگر بهانه به حق کمبود اعتبارات و اختیارات از مدیران گرفته شد و ديگر چاره اي نيست جز اينكه  با مدیریت علمی و بهره گیری از تجربیات ، ظرفیت ها و پتانسیل های  استان البرز و به کارگیری مدیران علمی، باانگیزه، خوش فکر و بومی و با دعوت از نخبگان و فعالان اجتماعی و مهمتر از همه اتحاد و همدلی میان مدیران و مسئولان گام های استوار را جهت رشد و توسعه استان جدیدالتاسیس البزربرداشته  و از هرگونه فرصت سوزي پيشگيري شود تا بتوان اندكي  ازكاستي هاي گذشته را جبران كرد.

 قطعا بدون توجه ویژه دولت و تلاش مجموعه مدیریت شهری برای  مهیا سازی مقدمات، سهولت در توسعه و رفع محرومیت  امکانپذیر نخواهد بود. البته تعریف  پروژه های بزرگ  و جدید در شهرداری کرج  مبین آمادگی مجموعه مدیریت شهری کرج در ایفای نقش جدید خود در غالب مرکز استان است اما  با یک نگاه اجمالی می توان دریافت که امروزه هزینه های بسیار سنگینی بواسطه فقدان نگاه علمی و سیستماتیک بر شهر تحمیل می شود و این نکته بیانگر این مهم است که با توجه  به امکانات و منابع موجود راهی  سخت پیش رو است.

اگر چه هنوز بواسطه  فقر شدید سرانه ها و زیرساخت ها در آغاز راهی طولانی و سخت برای آبادانی شهرمان هستیم اما امید داریم با وحدت و همدلی و با مشارکت عموم شهروندان و فرهیختگان همه با هم برای توسعه و آبادانی  ایران کوچک   و استان سر افراز البرز تلاش کنیم...